فرهنگ آریان‌پور

روحانی - غیر -

#۱۰۵٬۸۰۰

معنی‌های انگلیسی
۱

lay

(past: lay ; past participle: lain) ـ دروغ گفتن، سخن نادرست گفتن، دروغ، کذب دراز کشیدن، خوابیدن، افتادن، ماندن، واقع شدن، قرار گرفتن، موقتا ماندن، وضع، موقعیت، چگونگى lie

۲

secular

وابسته به دنیا، دنیوى، غیر روحانى، عامى

۳

temporal

دنیوى، غیر روحانى، جسمانى، زمانى، وابسته به گیجگاه، شقیقه اى، موقتى، زودگذر فانى