واژههای فارسی←اسیر جنگیفرهنگ آریانپوراسیر جنگی#۱۰٬۵۸۰شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱interneeکسى که در جایى نگاه داشته یا توقیف شود prisoner of warواژههای نزدیک در الفبااسیدی شدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاسیدی شدهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاسیدی کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاسیدی که برای تثبیت - ابگونه -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاسیدیتهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاسیرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر