روحانی
#۱۰۵٬۷۹۰
priest
کشیش، مچتهد، روحانى، کشیشى کردن
sacred
مقدس، روحانى، خاص، موقوف، وقف شده
marabou
(جانور شناسى) لک لک آفریقایى، پر لک لک، نوعى ابریشم خام، آدم سبزه یا گندم گون، روحانى
clerical
دفترى، وابسته به روحانیون
ethereal
اترى، رقیق، نازک، لطف، آسمانى، روحانى، اثیرى، سماوى، علوى
heavenly
آسمانى، سماوى، بهشتى، خدایى، روحانى
herdsman
چوپان، گله دار، رمه دار، (مجازى) کشیش، روحانى
marabout
(جانور شناسى) لک لک آفریقایى، پر لک لک، نوعى ابریشم خام، آدم سبزه یا گندم گون، روحانى
clergyman
کشیش، روحانى
spiritual
(spiritually =) ـ روحانى، معنوى، روحى، غیر مادى، به طور روحانى
religious
مذهبى، راهبه، تارک دنیا، روحانى، دیندار
heavenliness
سماویت، آسمانى، روحانى، الوهیت، علوى
spiritualist
طرفدار اصول روحانیت و معنویت، معتقد به ارتباط با ارواح، روحانى
ecclesiastical
کلیسیایى، روحانى، کشیشى
sheik
(sheikh =) ـ (عربى) شیخ، رئیس قبیله، رئیس خانواده، رئیس
cleric
کشیش
divine
خدایى، یزدانى، الهى، کشیش، استنباط کردن، غیب گویى کردن