واژههای فارسی←روح کسی در بدن دیگری حلول کردنفرهنگ آریانپورروح کسی در بدن دیگری حلول کردن#۱۰۵٬۷۷۰شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱reincarnateتجسم یا زندگى تازه دادن، حلول کردن، تجلى کردنواژههای نزدیک در الفباروبه نیستیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیروبه ویرانیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیروبی - زباله -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیروبیانمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیروبیدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیروبیدیممشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر