فرهنگ آریانپور
روح زده
#۱۰۵٬۷۶۱
fey
محکوم، مقدر، داراى روحیه خراب و آشفته، در سکرات موت، دیوانه، هذیانى
haunted
زیاد رفت و آمد کردن در، دیدار مکرر کردن، پیوسته آمدن به، آمد و شد زیاد، خطور، مراجعه مکرر، محل اجتماع تبه کاران، آمیزش، دوستى، روحى که زیاد بمحلى آمد و شد کند، تردد کردن، پاتوق