فرهنگ آریان‌پور

روح با

#۱۰۵٬۷۲۶

معنی‌های انگلیسی
۱

airy

هوایى، هوا مانند، با روح، پوچ، واهى، خودنما

۲

racy

داراى طعم اصلى، داراى صفات اصلى و نژادى، تند، با مزه، با روح، با نشاط، مهیج، جلف

۳

brisk

سرزنده و بشاش، تند، چابک، با روح، رایج، چست، تیز، آراسته، پاکیزه

۴

fresh

تر و تازه، تازه، خرم، زنده، با نشاط، با روح، خنک، سرد، تازه نفس، تازه کار ناآزموده، پر رو، جسور، به تارزگى، خنک ساختن، تازه کردن، خنک شدن، آماده، سرخوش، (در مورد آب) شیرین

۵

gaily

(gayly =) ـ با خوشحالى، با سرور و نشاط، شوخ و شنگ، پر جلوه، پر زرق و برق، با روح

۶

lively

با روح، زنده، جالب توجه، سرزنده، از روى نشاط، با سرور و شعف

۷

snappy

گاز گیر، سرزنده، با روح، جرقه دار، شیک، تند

۸

allegro

با روح، نشاط انگیز، تند و با روح

۹

animate

سرزنده، با روح، جاندار، روح دادن، زندگى بخشیدن، تحریک و تشجیع کردن، جان دادن به

۱۰

breathy

با روح، درمعرض نسیم

۱۱

peppery

فلفل دار، تند، تند و تیز، گرم، با روح

۱۲

soulful

پر از احساسات، با روح، سرزنده

۱۳

animated

سرزنده، با روح، جاندار، روح دادن، زندگى بخشیدن، تحریک و تشجیع کردن، جان دادن به

۱۴

eupeptic

داراى هاضمه خوب، وابسته به گوارش یا هضم غذا، سهل الهضم، (مجازى) با روح، بشاش، خوشرو

۱۵

slashing

شکاف، ضربه سریع، چاک لباس، برش، چاک دادن، شکاف دادن، زخم زدن، بریده بریده کردن، تخفیف زیاد دادن، خیلى کم کردن، نشان ممیز slash

۱۶

heartsome

(اسکاتلند) روح بخش، سرزنده، بشاش، امیدوار، با روح

۱۷

alacritous

زنده، با روح، بانشاط