روح با
#۱۰۵٬۷۲۶
airy
هوایى، هوا مانند، با روح، پوچ، واهى، خودنما
racy
داراى طعم اصلى، داراى صفات اصلى و نژادى، تند، با مزه، با روح، با نشاط، مهیج، جلف
brisk
سرزنده و بشاش، تند، چابک، با روح، رایج، چست، تیز، آراسته، پاکیزه
fresh
تر و تازه، تازه، خرم، زنده، با نشاط، با روح، خنک، سرد، تازه نفس، تازه کار ناآزموده، پر رو، جسور، به تارزگى، خنک ساختن، تازه کردن، خنک شدن، آماده، سرخوش، (در مورد آب) شیرین
gaily
(gayly =) ـ با خوشحالى، با سرور و نشاط، شوخ و شنگ، پر جلوه، پر زرق و برق، با روح
lively
با روح، زنده، جالب توجه، سرزنده، از روى نشاط، با سرور و شعف
snappy
گاز گیر، سرزنده، با روح، جرقه دار، شیک، تند
allegro
با روح، نشاط انگیز، تند و با روح
animate
سرزنده، با روح، جاندار، روح دادن، زندگى بخشیدن، تحریک و تشجیع کردن، جان دادن به
breathy
با روح، درمعرض نسیم
peppery
فلفل دار، تند، تند و تیز، گرم، با روح
soulful
پر از احساسات، با روح، سرزنده
animated
سرزنده، با روح، جاندار، روح دادن، زندگى بخشیدن، تحریک و تشجیع کردن، جان دادن به
eupeptic
داراى هاضمه خوب، وابسته به گوارش یا هضم غذا، سهل الهضم، (مجازى) با روح، بشاش، خوشرو
slashing
شکاف، ضربه سریع، چاک لباس، برش، چاک دادن، شکاف دادن، زخم زدن، بریده بریده کردن، تخفیف زیاد دادن، خیلى کم کردن، نشان ممیز slash
heartsome
(اسکاتلند) روح بخش، سرزنده، بشاش، امیدوار، با روح
alacritous
زنده، با روح، بانشاط