فرهنگ آریان‌پور

روح

#۱۰۵٬۷۲۰

معنی‌های انگلیسی
۱

brio

روح، زندگانى، حیات

۲

soul

روح

۳

spook

روح، شبح، دیو، جن، ترساندن

۴

esprit

روح، نشاط، سرزندگى، هوش، ذکاوت

۵

manitou

روح، جنى

۶

Zinc

روى - (Zn)، عنصر جدول تناوبى با عدد اتمى 30 و جرم اتمى 65.39 گرم بر مول، فلز روى، روح، قطب پیل ولتا

۷

ghost

شبح، روح، روان، جان، خیال، تجسم روح، چون روح بر خانه ها و غیره سرزدن

۸

numen

الوهیت، خدایى، وجود الهى، خدا، روح

۹

fantom

(phantom =) ـ (pantom =) ـ خیال، منظر، ظاهر فریبنده، شبح، خیالى، روح

۱۰

psyche

(افسانه یونان) شاهزاده زیبایى که " کوپید " (Cupid) به دام عشقش گرفتار شد، روان، روح

۱۱

phantom

(pantom =) ـ خیال، منظر، ظاهر فریبنده، شبح، خیالى، روح

۱۲

specter

(spectre =) ـ شبح، روح، خیال و فکر، تخیل، وهم

۱۳

spectre

(specter =) ـ شبح، روح، خیال و فکر، تخیل، هم

۱۴

phantasm

(fantasm =) ـ حاصل خیال و وهم، تصور خام، شبح، روح، تصویر ذهنى، ظاهر فریبنده، سایه

۱۵

phantasma

خیال، روح، چشم بندى، شبح

۱۶

apparition

ظهور، خیال، روح، تجسم، شبح، منظر