واژههای فارسی←روبرتافتن از معشوقفرهنگ آریانپورروبرتافتن از معشوق#۱۰۵٬۶۲۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱forsake(past: forsook ; past participle: forsaken) ـ ول کردن، ترک، رها کردن، انکار کردنواژههای نزدیک در الفباروبدوشامبرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیروبراهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیروبراه ساختنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیروبراه شدنیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیروبراهیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیروبرتافتن از زن و بچهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر