فرهنگ آریان‌پور

روبان

#۱۰۵٬۵۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

band

باند، نوار، بند و زنجیر، تسمه یا بند مخصوص محکم کردن، لولا، ارکستر، دسته ى موسیقى، اتحاد، توافق، روبان، باند یا بانداژ، نوار زخم بندى، متحد کردن، دسته کردن، نوار پیچیدن، به صورت نوار در آوردن، با نوار بستن، متحد شدن

۲

riband

(ribband =) ـ لایه، پشت بند، نوار، نوار تزیینى، روبان، تیر

۳

ribbon

نوار، روبان، نوار ماشین تحریر، نوار ضبط صوت و امثال آن، نوار فلزى، تسمه، تراشه

۴

bandeau

نوار روى گیسو، نوار زخم بندى، نوار کلاه زنانه، روبان، گیسوبند

۵

ribband

(riband =) ـ لایه، پشت بند، نوار، نوار تزیینى، روبان، تیر

۶

cordon

(معدن) کمربند، قیطان، یک عده پاسبان یا نظامى که درفواصل معین محلى را احاطه کنند، خط قرنطینه