فرهنگ آریان‌پور

روانی

#۱۰۵٬۵۴۷

معنی‌های انگلیسی
۱

fluency

روانى، سلاست

۲

bolubility

روانى، چرب زبانى، فرزى، چرخندگى، تحرک

۳

flow

گردش، روند، جریان، روانى، مد (برابر جزر)، سلاست، جارى بودن، روان شدن، سلیس بودن، بده، شریدن

۴

mental

فکرا، روحا، از نظر روانى

۵

freedom

آزادى، استقلال، معافیت، آسانى، روانى

۶

psychic

روحى، روانى، ذهنى، واسطه، پدیده روحى

۷

fluidity

سیالیت، روانى بیان، سلاست بیان، طلاقت لسان

۸

facility

سهولت، امکان، وسیله، وسیله تسهیل، روانى، تردستى

۹

psychical

روحى، روانى، ذهنى، وابسته به جان یا زندگى حیوانى انسان

۱۰

ease

آسانى، سهولت، آسودگى، راحت کردن، سبک کردن، آزاد کردن

۱۱

flux

سیلان، ریزش، سیل، سرعت جریان، گداختگى، گداز، تغییرات پى درپى، اسهال، خون ریزش، جارى شدن، گداختن، آب کردن، شار

۱۲

nervous

عصبى مربوط به اعصاب، عصبانى، متشنج، دستپاچه

۱۳

crackpot

(زبان عامیانه) دیوانه بى آزار، خل روان‌ شناسی‌

۱۴

spiritual

(spiritually =) ـ روحانى، معنوى، روحى، غیر مادى، به طور روحانى

۱۵

psychological

وابسته به روان شناسى