فرهنگ آریانپور
روانی
#۱۰۵٬۵۴۷
fluency
روانى، سلاست
bolubility
روانى، چرب زبانى، فرزى، چرخندگى، تحرک
flow
گردش، روند، جریان، روانى، مد (برابر جزر)، سلاست، جارى بودن، روان شدن، سلیس بودن، بده، شریدن
mental
فکرا، روحا، از نظر روانى
freedom
آزادى، استقلال، معافیت، آسانى، روانى
psychic
روحى، روانى، ذهنى، واسطه، پدیده روحى
fluidity
سیالیت، روانى بیان، سلاست بیان، طلاقت لسان
facility
سهولت، امکان، وسیله، وسیله تسهیل، روانى، تردستى
psychical
روحى، روانى، ذهنى، وابسته به جان یا زندگى حیوانى انسان
ease
آسانى، سهولت، آسودگى، راحت کردن، سبک کردن، آزاد کردن
flux
سیلان، ریزش، سیل، سرعت جریان، گداختگى، گداز، تغییرات پى درپى، اسهال، خون ریزش، جارى شدن، گداختن، آب کردن، شار
nervous
عصبى مربوط به اعصاب، عصبانى، متشنج، دستپاچه
crackpot
(زبان عامیانه) دیوانه بى آزار، خل روان شناسی
spiritual
(spiritually =) ـ روحانى، معنوى، روحى، غیر مادى، به طور روحانى
psychological
وابسته به روان شناسى