فرهنگ آریانپور
روانه
#۱۰۵٬۵۴۰
bound
حد، مرز، کران، محدود، سرحد، خیز، جست و خیز، محدود کردن، تعیین کردن، هم مرز بودن، مجاور بودن، مشرف بودن (on یا with)، جهیدن آماده رفتن، عازم رفتن، مهیا، موجود، مقید، موظف
current
جریان، رایج، جارى، معاصر، متداول، شایع، تزند، تزن