فرهنگ آریانپور
روان شدن
#۱۰۵٬۴۹۳
flow
گردش، روند، جریان، روانى، مد (برابر جزر)، سلاست، جارى بودن، روان شدن، سلیس بودن، بده، شریدن
gush
ریزش، جریان، فوران، جوش، تراوش، روان شدن، جارى شدن، فواره زدن
trill
با تحریر خواندن، چرخیدن، روان شدن، جارى شدن (مثل نهر)، پیچانیدن، لرزیدن، حرف عله، علت، لرزش صدا
stream
مسیل، نهر، جریان، رود، جوى، جماعت، جارى شدن، ساطع کردن، به طور کامل افراشتن (پرچم) ـ