فرهنگ آریان‌پور

روان شدن

#۱۰۵٬۴۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

flow

گردش، روند، جریان، روانى، مد (برابر جزر)، سلاست، جارى بودن، روان شدن، سلیس بودن، بده، شریدن

۲

gush

ریزش، جریان، فوران، جوش، تراوش، روان شدن، جارى شدن، فواره زدن

۳

trill

با تحریر خواندن، چرخیدن، روان شدن، جارى شدن (مثل نهر)، پیچانیدن، لرزیدن، حرف عله، علت، لرزش صدا

۴

stream

مسیل، نهر، جریان، رود، جوى، جماعت، جارى شدن، ساطع کردن، به طور کامل افراشتن (پرچم) ـ