فرهنگ آریانپور
روان - تخت -
#۱۰۵٬۴۵۴
bier
تخت روان، جاى گذاردن تابوت در قبر، جسد، لاشه، مقبره، مزار
litter
تخت روان، کجاوه، محمل، برانکار یا چاچوبى که بیماران را با آن حمل مى کنند، آشغال، نوزادانى که جانورى در یک وهله مى زاید، زایمان، ریخته و پاشیده، زائیدن، آشغال پاشیدن
palankeen
(palanquin =) ـ کجاوه، تخت روان، پالکى
palanquin
(palankeen =) ـ کجاوه، تخت روان، پالکى
stretcher
کشیدن، امتداد دادن، بسط دادن، منبسط کردن، کش آمدن، کش آوردن، کش دادن، گشاد شدن بسط، ارتجاع، قطعه (زمین)، اتساع، کوشش، خط ممتد، دوره، مدت
ski lift
دستگاه حمل اسکى بازان و یا تماشاچیان به قله کوه، تلسکى، تخت روان