فرهنگ آریان‌پور

روان - تخت -

#۱۰۵٬۴۵۴

معنی‌های انگلیسی
۱

bier

تخت روان، جاى گذاردن تابوت در قبر، جسد، لاشه، مقبره، مزار

۲

litter

تخت روان، کجاوه، محمل، برانکار یا چاچوبى که بیماران را با آن حمل مى کنند، آشغال، نوزادانى که جانورى در یک وهله مى زاید، زایمان، ریخته و پاشیده، زائیدن، آشغال پاشیدن

۳

palankeen

(palanquin =) ـ کجاوه، تخت روان، پالکى

۴

palanquin

(palankeen =) ـ کجاوه، تخت روان، پالکى

۵

stretcher

کشیدن، امتداد دادن، بسط دادن، منبسط کردن، کش آمدن، کش آوردن، کش دادن، گشاد شدن بسط، ارتجاع، قطعه (زمین)، اتساع، کوشش، خط ممتد، دوره، مدت

۶

ski lift

دستگاه حمل اسکى بازان و یا تماشاچیان به قله کوه، تلسکى، تخت روان