فرهنگ آریان‌پور

روال

#۱۰۵٬۴۲۱

معنی‌های انگلیسی
۱

routine

روال، امر عادى، روزمره، کار عادى، جریان عادى، عادت جارى

۲

rubric

عنوان، سرفصل، عنوانى که با حروف قرمز نوشته یا چاپ شده باشد، خط قرمز، روال

۳

zeitgeist

رزحیه یا طرزفکر یک عصر یا دوره، زمان، روال

۴

mode

رسم، سبک، اسلوب، طرز، طریقه، مد، وجه، باب

۵

tack

میخ سرپهن کوچک، پونز، رویه، مشى، خوراک، میخ زدن، پونز زدن، ضمیمه کردن

۶

trend

گرایش، تمایل، آلودگى لوزه و حلق و گلو باسیل

۷

usage

استفاده، کاربرد، عادت، رسم، معمول، عرف، استعمال

۸

manner

راه، روش، طریقه، چگونگى، طرز، رسوم، عادات، رفتار، ادب، تربیت، نوع، قسم

۹

method

روش، اسلوب، طریقه، متد، شیوه، راه، طرز

۱۰

pattern

الگو، نقش، انگاره، طرح، صفات و خصوصیات فردى، خصوصیات، به عنوان نمونه یا سرمشق به کار رفتن، نظیربودن، همتا بودن، تقلید کردن، نقشه یا طرح ساختن، به عنوان الگو به کار بردن

۱۱

process

مراحل مختلف چیزى، پیشرفت تدریجى و مداوم، جریان عمل، مرحله، دوره عمل، طرز عمل، تهیه کردن، مراحلى را طى کردن، به انجام رساندن، تمام کردن، فرا گرد، فراشد، روند، فرآیند، پردازش کردن

۱۲

practice

(practise =) ـ مشق، ورزش، تمرین، تکرار، ممارست، تمرین کردن، ممارست کردن، (به کارى) پرداختن، برازش، برزیدن

۱۳

precedent

سابقه داشتن، مقدم بر، مسبوق به سابقه، ماقبل، مقدم، سابقه، نمونه

۱۴

procedure

رویه، طرز عمل، روش، آئین دادرسى، روند، پردازه