فرهنگ آریان‌پور

رو کردن به

#۱۰۵٬۳۵۰

معنی‌های انگلیسی
۱

front

جلو، پیش، صف پیش، نما، طرز برخورد، جلودار، منادى، جبهه جنگ، به طرف جلو، رو کردن به، مواجه شده با، رو به روى هم قرار دادن، مقدمه نوشتن بر، در صف جلو قرار گرفتن