واژههای فارسی←رو رختخوابیفرهنگ آریانپوررو رختخوابی#۱۰۵٬۳۳۸شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱throw(past: threw ; past participle: thrown) ـ پرتاب، انداختن، پرت کردن، افکندن، ویران کردنواژههای نزدیک در الفبارو به کاهش گذاشتنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرو به کاهش نهادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرو به مشاهده کنندهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرو به مشرقمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرو به نیستی گذاشتنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرو به ویرانیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر