واژههای فارسی←رو به دریافرهنگ آریانپوررو به دریا#۱۰۵٬۲۹۰شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱seawardبه سوى دریا، اطراف دریا، روبدریا۲seafrontاسکله کنار دریا، مشرف بدریاواژههای نزدیک در الفبارو برو کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرو بزوالمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرو بزوال گذاردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرو بساحلمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرو بشمالمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرو بنقصانمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر