واژههای فارسی←رو به خرابی نهادنفرهنگ آریانپوررو به خرابی نهادن#۱۰۵٬۲۸۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱doinرو به خرابى نهادن، کشتن، لخت کردن، فریب دادنواژههای نزدیک در الفبارو برو کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرو بزوالمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرو بزوال گذاردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرو بساحلمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرو بشمالمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرو بنقصانمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر