فرهنگ آریان‌پور

رهبر

#۱۰۵٬۱۲۰

معنی‌های انگلیسی
۱

pilot

رهبر، لیدر، خلبان هواپیما، راننده کشتى، اسباب تنظیم و میزان کردن چیزى، پیلوت، چراغ راهنما، رهبرى کردن، خلبانى کردن، راندن، آزمایشى

۲

head

نوک، سر، کله، راس، عدد، ابتدا ى، انتها، دماغه، دهانه، رئیس، سالار، عنوان، موضوع، منتها درجه، موى سر، فهم، خط سر، فرق، سرصفحه، سرستون، سر درخت، اصلى، عمده، مهم سر گذاشتن به، داراى سر کردن، ریاست داشتن بر، رهبرى کردن، دربالا واقع شدن head ـ (58) standardbearer

۳

guide

راهنما، هادى، راهنمایى کردن، رهبر، کتاب راهنما، تعلیم دادن

۴

fuhrer

(آلمانى) رهبر، لیدر، پیشوا و شخص مقتدر

۵

leader

سردسته، رهبر، پیشوا، راهنما، فرمانده، قائد

۶

rector

کشیش بخش، رئیس دانشگاه، رهبر، پیشوا

۷

fuehrer

(آلمانى) رهبر، لیدر، پیشوا و شخص مقتدر

۸

premier

مقدم، برتر، والاتر، نخستین، مهمتر، رئیس، رهبر، نخست وزیر، نخستین نمایش یک نمایشنامه، هنرپیشه برجسته (premiere)

۹

skipper

جست و خیز کننده، ناخداى کشتى، فرمانده دسته نظامى، فرمانده یا خلبان هواپیما، کاپیتان، رهبر

۱۰

steerer

شراعبان، هادى، رهبر

۱۱

headsman

جلاد، دژخیم، رئیس، پیشوا، رهبر

۱۲

premiere

مقدم، برتر، والاتر، نخستین، مهمتر، رئیس، رهبر، نخست وزیر، نخستین نمایش یک نمایشنامه، هنرپیشه برجسته (premier)

۱۳

bellwether

پیش آهنگ گله، گوسفند زنگوله دار، (مجازى) رهبر، پیشوا

۱۴

torchbearer

مشعل دار