رهایی
#۱۰۵٬۱۰۲
quietus
رهایى، خلاصى، تبرئه، پاکى، برائت، مفاصا
riddance
رهایى، خلاصى
deliverance
رهایى، رستگارى
disengagement
رهایى از قید یا تعهد، متارکه روابط
goby
عبور از پهلوى کسى بدون توجه به او، رهایى، طفره، پیشگیرى
escape
رستن، گریختن، دررفتن، فرار کردن، رهایى جستن، خلاصى جستن، جان به در بردن، گریز، فرار، رهایى، خلاصى
livery
(حقوق) تحویل، تسلیم، رد و بدل (مثل ضربات متبادله)، رهایى، نجات، (معنى مجازى) لباس و خوراکى که به نوکر داده مى شود، لباس مستخدم، جیره، علیق اسب، جامه، مستخدم واژه هاى شامل
delivery
تحویل، رهایى، فراغت از زایمان، تسلیم
salvation
رستگارى، نجات، رهایى، سبب نجات
escapement
گریز، فرار، رهایى، چرخ دنگ، مخرج
acquittance
مفاصا، برائت، رهایى، بخشودگى، ترک دعوى، سند ترک دعوى
extrication
خلاصى، رهایى، آزاد کردن
emancipation
آزادى، رهایى، رستگارى، رها سازى، تخلیص
abandon
ترک گفتن، واگذار کردن، تسلیم شدن، رها کردن، تبعید کردن، واگذارى، رها سازى، بى خیالى
freedom
آزادى، استقلال، معافیت، آسانى، روانى
liberty
آزادى، اختیار، اجازه، فاعل مختارى
manumission
آزاد سازى، آزادى، (حقوق) آزادى برده