فرهنگ آریانپور
رهانیدن
#۱۰۵٬۰۹۲
rescue
رهایى دادن، رهانیدن، خلاصى، رهایى
free
آزاد، مستقل، میدانى، مطلق، اختیارى، مختار، مجانى، رایگان، سخاوتمندانه، روا، مجاز، منفصل، رها، به طور مجانى، آزاد کردن، ترخیص کردن
save
نجات دادن، رهایى بخشیدن، نگاه داشتن، اندوختن، پس انداز کردن، فقط بجز، بجز این که
deliver
آزاد کردن، نجات دادن، تحویل دادن، ایراد کردن (نطق و غیره)، رستگار کردن
salvage
نجات مال یا جان کسى، نجات کسى از خطر، از خطر نابودى نجات دادن، مصرف مجدد آشغال و زاید هر چیز
enfranchise
آزاد کردن، از بندگى رهاندن، معاف کردن، حقوق مدنى اعطا کردن به