فرهنگ آریان‌پور

رهاکردن

#۱۰۵٬۰۸۴

معنی‌های انگلیسی
۱

rid

(past: rid ; past participle: rid) ـ پاک کردن از، رهانیدن از، خلاص کردن

۲

desert

بیابان، دشت، صحرا، شایستگى، استحقاق، سزاوارى ول کردن، ترک کردن، گریختن

۳

relinquish

ول کردن، ترک کردن، چشم پوشیدن