فرهنگ آریان‌پور

رنگارنگ

#۱۰۴٬۹۴۶

معنی‌های انگلیسی
۱

motley

رنگارنگ، آمیخته، مختلط، لباس رنگارنگ دلقک ها، لباس چهل تکه

۲

colorful

رنگارنگ

۳

colourful

رنگارنگ

۴

versicolor

رنگارنگ، همه رنگ، به رنگ هاى گوناگون

۵

multicolored

رنگارنگ

۶

parti coloured

رنگارنگ، ابلق

۷

pied

ابلق، رنگارنگ، گوناگون، پرنده رنگارنگ

۸

medley

آمیخته، اختلاط، مختلط، رنگارنگ، زد و خورد، (موسیقى) قطعه موسیقى مختلط

۹

mottled

ابرهاى، موجى، رنگارنگ، خالخال، لکه لکه

۱۰

piebald

پیسه، ابلق، دو رنگ، رنگارنگ، ناجور، خلنگ

۱۱

polychrome

چند رنگ، رنگارنگ، تهیه عکس هاى رنگى

۱۲

omnifarious

همه جور، جوربجور، متنوع، رنگارنگ

۱۳

technicolor

(در مورد فیلم رنگى) رنگارنگ

۱۴

kaleidoscopic

وابسته به لوله شکل نما، جورآجور، رنگارنگ

۱۵

polychromatic

بسیار رنگ، رنگارنگ، چند رنگ

۱۶

varied

تغییردادن، عوض کردن، دگرگون کردن، متنوع ساختن، تنوع دادن به، فرق داشتن، تغییر کردن، تغییر داد

۱۷

checkered

شطرنجى، به شکل شطرنجى ساختن یا علامت گذاردن، شطرنجى کردن، نوعى بازى شبیه جنگ نادر، چکرز