فرهنگ آریانپور
رنگ پریده شدن
#۱۰۴٬۶۷۳
pale
کمرنگ، رنگ پریده، رنگ رفته، بى نور، رنگ پریده شدن، رنگ رفتن، در میان نرده محصور کردن، احاطه کردن، میله دار کردن، نرده، حصار دفاعى، دفاع، ناحیه محصور، قلمرو، حدود
blanch
رنگ پریده یا سفید شدن، سفید کردن (با اسید و غیره)، سفید پوست کردن، رنگ پریده کردن، رنگ چیزى را بردن
bleach
سفید شدن به وسیله شستن با وسایل شیمیایى، سفید کردن، ماده اى که براى سفید کردن (هر چیزى) به کار رود
blench
جمع شدن و عقب نشینى کردن، برگشتن (در اثر بى تصمیمى یا جبن)، برگرداندن، تاخیر کردن، رنگ خود را باختن، سفید شدن