فرهنگ آریان‌پور

رنگ پریده

#۱۰۴٬۶۷۱

معنی‌های انگلیسی
۱

lurid

رنگ پریده، ترسناک، تیره، مستهجن، به طور ترسناک یاغم انگیز، موحش، شعله تیره، شعله دودنما، رنگ زرد مایل به قرمز، کم رنگ و پریده، زننده

۲

sallowish

رنگ پریده

۳

wan

(wand =) ـ رنگ پریده، کم خون، زرد، کم رنگ، رنگ پریده شدن یا کردن

۴

pale

کمرنگ، رنگ پریده، رنگ رفته، بى نور، رنگ پریده شدن، رنگ رفتن، در میان نرده محصور کردن، احاطه کردن، میله دار کردن، نرده، حصار دفاعى، دفاع، ناحیه محصور، قلمرو، حدود

۵

wanly

(wandly =) ـ رنگ پریده، کم خون، زرد، کم رنگ، رنگ پریده شدن یا کردن

۶

pallid

رنگ رفته، کم رنگ، رنگ پریده، محو

۷

ghastly

ترسناک، هولناک، مخوف، شوم، رنگ پریده

۸

colorless

بى رنگ، کم رنگ، رنگ پریده، غیر جالب، بیمزه

۹

colourless

بى رنگ، کم رنگ، رنگ پریده، غیر جالب، بیمزه

۱۰

whey face

(whey faced =) ـ آدم رنگ پریده، رنگ پریده

۱۱

whey faced

(whey face =) ـ آدم رنگ پریده، رنگ پریده

۱۲

ashy

خاکسترى

۱۳

peaky

(pecky =) ـ سکندرى خورنده (مثل اسب)، متلاطم، طوفانى

۱۴

green

سبز، خرم، تازه، ترو تازه، نارس، بى تجربه، رنگ سبز، (در جمع) سبزیجات، سبز شدن، سبز کردن، سبزه، چمن، معتدل واژه هاى شامل

۱۵

peaked

قله، به قله رسیدن، نوک، راس، کلاه نوک تیز، (مجازى) منتها درجه، حداکثر، کاکل، فرق سر، دزدیدن، تیز شدن، به صورت نوک تیز درآمدن، به نقطه اوج رسیدن، نحیف شدن peak

۱۶

bloodless

بى خون، بدون خونریزى