رنگ پریده
#۱۰۴٬۶۷۱
lurid
رنگ پریده، ترسناک، تیره، مستهجن، به طور ترسناک یاغم انگیز، موحش، شعله تیره، شعله دودنما، رنگ زرد مایل به قرمز، کم رنگ و پریده، زننده
sallowish
رنگ پریده
wan
(wand =) ـ رنگ پریده، کم خون، زرد، کم رنگ، رنگ پریده شدن یا کردن
pale
کمرنگ، رنگ پریده، رنگ رفته، بى نور، رنگ پریده شدن، رنگ رفتن، در میان نرده محصور کردن، احاطه کردن، میله دار کردن، نرده، حصار دفاعى، دفاع، ناحیه محصور، قلمرو، حدود
wanly
(wandly =) ـ رنگ پریده، کم خون، زرد، کم رنگ، رنگ پریده شدن یا کردن
pallid
رنگ رفته، کم رنگ، رنگ پریده، محو
ghastly
ترسناک، هولناک، مخوف، شوم، رنگ پریده
colorless
بى رنگ، کم رنگ، رنگ پریده، غیر جالب، بیمزه
colourless
بى رنگ، کم رنگ، رنگ پریده، غیر جالب، بیمزه
whey face
(whey faced =) ـ آدم رنگ پریده، رنگ پریده
whey faced
(whey face =) ـ آدم رنگ پریده، رنگ پریده
ashy
خاکسترى
peaky
(pecky =) ـ سکندرى خورنده (مثل اسب)، متلاطم، طوفانى
green
سبز، خرم، تازه، ترو تازه، نارس، بى تجربه، رنگ سبز، (در جمع) سبزیجات، سبز شدن، سبز کردن، سبزه، چمن، معتدل واژه هاى شامل
peaked
قله، به قله رسیدن، نوک، راس، کلاه نوک تیز، (مجازى) منتها درجه، حداکثر، کاکل، فرق سر، دزدیدن، تیز شدن، به صورت نوک تیز درآمدن، به نقطه اوج رسیدن، نحیف شدن peak
bloodless
بى خون، بدون خونریزى