فرهنگ آریان‌پور

اسیب دیده

#۱۰٬۴۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

game

بازى، مسابقه، سرگرمى، شکار، جانور شکارى، یک دور بازى، (به صورت جمع) مسابقه هاى ورزشى، شوخى، دست انداختن، تفریح کردن، اهل حال، سرحال

۲

hurt

(past: hurt ; past participle: hurt) ـ آزار رساندن، آسیب زدن به، آزردن، اذیت کردن، جریحه دار کردن، خسارت رساندن، آسیب، آزار، زیان، صدمه

۳

unsound

غلط، ناسالم، ناخوش، نادرست، ناصحیح