فرهنگ آریان‌پور

رنگ

#۱۰۴٬۵۷۰

معنی‌های انگلیسی
۱

dye

رنگ، رنگ زنى، رنگ کردن dye بازی‌ پوکر

۲

tint

رنگ، ته رنگ، رنگ مختصر، سایه ى رنگ، داراى ته رنگ یا سایه رنگ نمودن

۳

color

رنگ، فام، بشره، تغییر رنگ دادن، رنگ کردن، ملون کردن

۴

paint

رنگ کردن، نگارگرى کردن، نقاشى کردن، رنگ شدن، رنگ نقاشى، رنگ

۵

colour

رنگ، فام، بشره، تغییر رنگ دادن، رنگ کردن، ملون کردن

۶

complexion

رنگ زدن، رنگ چهره، رنگ، بشره، چرده

۷

pigmentation

رنگ، رنگى شدن، تجمع رنگدانه ها در بافتها

۸

hue

چرده، رنگ، شکل، تصویر، ظاهر، نما، صورت، هیئت، منظر

۹

tune

میزان کردن، وفق دادن، کوک کردن، آهنگ، لحن، نوا، آهنگ صدا، آواز، لحن تلفظ، کوک کردن یا میزان کردن آلت موسیقى یا رادیو و غیره، رنگ، نغمه tune chrome _

۱۰

grain

دانه، جو، حبه، حبوبات، دان، تفاله حبوبات، یک گندم (مقیاس وزن) معادل 0.0648 گرم، خرده، ذره، رنگ، رگه، (مجازى) مشرب، خوى، حالت، بازو، شاخه، چنگال، دانه دانه کردن، جوانه زدن، دانه زدن، تراشیدن، پشم کندن، (در سنگ) رگه، طبقه

۱۱

tinct

رنگى، رنگ (رقیق) دار، داراى ته رنگ، رنگ، اثر یا رنگ جزیى

۱۲

indigo

نیل، نیل پر طاوس، وسمه، رنگ، نیلى، به رنگ نیلى

۱۳

speckle

نقطه، لکه کوچک، خال، رنگ، نوع، قسم، نقطه نقطه یا خال خال کردن

۱۴

flush

تراز، به طور ناگهانى غضبناک شدن، بهیجان آمدن، چهره گلگون کردن (در اثر احساسات و غیره)، سرخ شدن، قرمز کردن، آب را با فشار ریختن، سیفون توالت، آبریز مستراح را باز کردن (براى شستشوى آن)، تراز کردن (گاهى با up)