رنگ
#۱۰۴٬۵۷۰
dye
رنگ، رنگ زنى، رنگ کردن dye بازی پوکر
tint
رنگ، ته رنگ، رنگ مختصر، سایه ى رنگ، داراى ته رنگ یا سایه رنگ نمودن
color
رنگ، فام، بشره، تغییر رنگ دادن، رنگ کردن، ملون کردن
paint
رنگ کردن، نگارگرى کردن، نقاشى کردن، رنگ شدن، رنگ نقاشى، رنگ
colour
رنگ، فام، بشره، تغییر رنگ دادن، رنگ کردن، ملون کردن
complexion
رنگ زدن، رنگ چهره، رنگ، بشره، چرده
pigmentation
رنگ، رنگى شدن، تجمع رنگدانه ها در بافتها
hue
چرده، رنگ، شکل، تصویر، ظاهر، نما، صورت، هیئت، منظر
tune
میزان کردن، وفق دادن، کوک کردن، آهنگ، لحن، نوا، آهنگ صدا، آواز، لحن تلفظ، کوک کردن یا میزان کردن آلت موسیقى یا رادیو و غیره، رنگ، نغمه tune chrome _
grain
دانه، جو، حبه، حبوبات، دان، تفاله حبوبات، یک گندم (مقیاس وزن) معادل 0.0648 گرم، خرده، ذره، رنگ، رگه، (مجازى) مشرب، خوى، حالت، بازو، شاخه، چنگال، دانه دانه کردن، جوانه زدن، دانه زدن، تراشیدن، پشم کندن، (در سنگ) رگه، طبقه
tinct
رنگى، رنگ (رقیق) دار، داراى ته رنگ، رنگ، اثر یا رنگ جزیى
indigo
نیل، نیل پر طاوس، وسمه، رنگ، نیلى، به رنگ نیلى
speckle
نقطه، لکه کوچک، خال، رنگ، نوع، قسم، نقطه نقطه یا خال خال کردن
flush
تراز، به طور ناگهانى غضبناک شدن، بهیجان آمدن، چهره گلگون کردن (در اثر احساسات و غیره)، سرخ شدن، قرمز کردن، آب را با فشار ریختن، سیفون توالت، آبریز مستراح را باز کردن (براى شستشوى آن)، تراز کردن (گاهى با up)