فرهنگ آریان‌پور

اسیب

#۱۰٬۴۵۱

معنی‌های انگلیسی
۱

mar

آسیب رساندن، زیان رساندن، معیوب کردن، ناقص کردن، بى اندام کردن، صدمه زدن، آسیب

۲

harm

آسیب، صدمه، اذیت، زیان، ضرر، خسارت، آسیب رساندن (به)، صدمه زدن، گزند

۳

teen

آسیب، غصه، رنج، درد، اندوه، خشم، تنفر، سنین 13 الى 19 سالگى

۴

injury

آسیب، صدمه

۵

hurt

(past: hurt ; past participle: hurt) ـ آزار رساندن، آسیب زدن به، آزردن، اذیت کردن، جریحه دار کردن، خسارت رساندن، آسیب، آزار، زیان، صدمه

۶

tort

شبه جرم، آسیب، ضرر

۷

damage

خسارت، خسارت زدن، زیان، گزنده، غرامت، معیوب کردن، زیان زدن، آسیب

۸

lesion

غبن (ghabn)، زیان حاصله در اثر عدم اجراى عقدى، (پزشکى و دامپزشکى) زخم، جراحت، خسارت، آسیب

۹

strain

کشش، زور، فشار، کوشش، درد سخت، تقلا، در رفتگى یا ضرب عضو یا استخوان، آسیب، رگه، صفت موروثى، خصوصیت نژادى، نژاد، اصل، زودبکار بردن، زور زدن، سفت کشیدن، کش دادن، زیاد کشیدن، پیچ دادن، کج کردن، پالودن، صاف کردن، کوشش زیاد کردن، خسته کردن

۱۰

trauma

ضره، زخم، آسیب، ضربه روحى روان آسیب، روان زخم

۱۱

inconvenience

زحمت، ناراحتى، دردسر، ناسازگارى، ناجورى، نامناسبى، آسیب، اذیت، اسباب زحمت

۱۲

ill

ناخوش، رنجور، سوء، خراب، خطر ناک، ناشى، مشکل، سخت، بیمار، بد، زیان آور، به بدى، به طور ناقص، از روى بدخواهى و شرارت، غیر دوستانه، زیان ill impairment

۱۳

dent

دندانه، گودى، تو رفتگى، جاى ضربت، دندانه کردن، دندانى

۱۴

blight

باد زدگى یا زنگ زدگى، زنگار، آفت، پژمردن

۱۵

disservice

آزار، زیان، بدى، صدمه، بدخدمتى

۱۶

disadvantage

زیان، بى فایدگى، وضع نامساعد، اشکال