فرهنگ آریانپور
رموک
#۱۰۴٬۴۷۴
shy
خجالتى، کمرو، رموک، ترسو، مواظب، آزمایش، پرتاب، رم کردن، پرت کردن، از جا پریدن اسب
mean
(past: meant ; past participle: meant) ـ میانه، متوسط، وسطى، واقع دروسط، حد وسط، میانه روى، اعتدال، منابع درآمد، عایدى، پست فطرت، بدجنس، آب زیرکاه، قصد داشتن، مقصود داشتن، هدف داشتن، معنى و مفهوم خاصى داشتن، معنى دادن، میانگین
jumpy
جهنده، عصبانى، غلغلکى، بى قرار، حساس، بى قرار کننده، هیجان آور
flighty
بوالهوس، دمدمى مزاج، متلون المزاج، خل
restive
کله شق، رام نشو، بى قرار، سرکش، چموش
skittish
چموش، رم کننده، لاسى، اهل حال، تغییر پذیر، ترسو
refractory
سرکش، گردنکش، سرسخت، جسم نسوز، مقاوم