فرهنگ آریانپور
رمه
#۱۰۴٬۴۶۶
herd
رمه، گله، گروه، جمعیت، گرد آمدن، جمع شدن، متحد کردن
flock
رمه، گله، گروه، جمعیت، دسته پرندگان، به صورت گله و رمه در آمدن، گرد آمدن، جمع شدن، ازدحام کردن
fold
تا، تا کردن، چین، آغل گوسفند، دسته یا گله گوسفند، حصار، چندان، چند لا، بشکست خود اعتراف کردن، به کسب یا شغل پایان دادن، در آغل کردن، جا کردن، تاه کردن، تاه زدن، پیچیدن، تاه خوردن، به هم آمیختن
drove
(past: drove ; past participle: driven) ـ راندن، بردن، عقب نشاندن، سوارى کردن، کوبیدن (میخ و غیره)، تحریک کردن drive
troop
گروه، دسته، عده سربازان، استواران، گرد آوردن، فراهم آمدن، دسته دسته شدن، رژه رفتن
cattle
احشام و اغنام، گله گاو