فرهنگ آریان‌پور

اسیاب کردن - عمل -

#۱۰٬۴۳۳

معنی‌های انگلیسی
۱

grist

عمل آسیاب کردن، گندم آسیابى، جو آسیابى، آرد کردن جو خیسانده، سود، قسمت

۲

milling

آسیاب، ماشین، کارخانه، آسیاب کردن، کنگره دار کردن mill