فرهنگ آریانپور
رماندن
#۱۰۴٬۳۲۹
scare
ترساندن، چشم زهره گرفتن، هراسانده، گریزاندن، ترسیدن، هراس کردن، بیم، خوف، رمیدگى، رم، هیبت، محل هراسناک
spring
(past: sprang ; past participle: sprung) ـ بهار، چشمه، سرچشمه، فنر، انبرک، جست و خیز، حالت فنرى، حالت ارتجاعى فنر، پریدن، جهش کردن، جهیدن، قابل ارتجاع بودن، حالت فنرى داشتن، ظاهر شدن
repulse
دفع، رد، پس زنى، دفع کردن، راندن
frighten
(fright =) ـ بوحشت انداختن، ترساندن