فرهنگ آریانپور
اسیاب کردن
#۱۰٬۴۳۲
grit
سنگریزه، شن، ریگ، خاک، ماسه سنگ، ثبات، استحکام، نخاله، سائیدن، آسیاب کردن، آزردن
mill
آسیاب، ماشین، کارخانه، آسیاب کردن، کنگره دار کردن
grind
(past: ground ; past participle: ground) ـ کوبیدن، عمل خرد کردن یا آسیاب کردن، سایش، کار یکنواخت، آسیاب کردن، خرد کردن، تیز کردن، سائیدن، اذیت کردن، آسیاب شدن، سخت کار کردن