فرهنگ آریان‌پور

اسیاب کردن

#۱۰٬۴۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

grit

سنگریزه، شن، ریگ، خاک، ماسه سنگ، ثبات، استحکام، نخاله، سائیدن، آسیاب کردن، آزردن

۲

mill

آسیاب، ماشین، کارخانه، آسیاب کردن، کنگره دار کردن

۳

grind

(past: ground ; past participle: ground) ـ کوبیدن، عمل خرد کردن یا آسیاب کردن، سایش، کار یکنواخت، آسیاب کردن، خرد کردن، تیز کردن، سائیدن، اذیت کردن، آسیاب شدن، سخت کار کردن