فرهنگ آریانپور
رل
#۱۰۴٬۲۹۳
steering wheel
رل، چرخ فرمان، چرخ سکان، فرمان اتومبیل
role
بخش، طومار، رل، وظیفه، (بازى در تاثر) نقش
part
چندى، یک چند، تاحدى، نسبتا، در یک جزء، تا یک اندازه نمایش و فیلم role or role
roll
طومار، لوله، توپ (پارچه و غیره)، صورت، ثبت، فهرست، پیچیدن، چیز پیچیده، چرخش، گردش، غلتک، نورد، غلتاندن، غلت دادن، غل دادن، غلتک زدن، گرد کردن، به دوران انداختن، غلتیدن، غلت خوردن، گشتن، تراندن، تردادن، تلاطم داشتن