رگبار
#۱۰۴٬۲۳۶
shower
رگبار، درشت باران، دوش، باریدن، دوش گرفتن
cloudburst
رگبار
spate
طغیان رود، سیل، سیلاب، رگبار، تعداد خیلى زیاد، هجوم بى مقدمه، سیل کلمات
volley
شلیک، تیرباران، شلیک به طور دسته جمعى، شلیک کردن، به صورت شلیک در کردن، رگبار
barrage
سدبندى، رگبار گلوله، به طور مسلسل بیرون دادن
meteor shower
(meteoric shower =) ـ سقوط پیاپى شهاب هاى ثاقب، رگبار، تیر شهاب
meteoric shower
(meteor shower =) ـ سقوط پیاپى شهاب هاى ثاقب، رگبار، تیر شهاب
hail
تگرگ، طوفان تگرگ، تگرگ باریدن : سلام، درود، خوش باش، سلام برشما باد، سلام کردن، صدا زدن، اعلام ورود کردن (کشتى) ـ hail ارتش
rain
باران، بارش، بارندگى، باریدن
salvo
شلیک توپ براى اداى احترام، توپ سلام، اظهار احساسات شدید، شلیک کردن
flurry
سرآسیمگى، تپش، باد ناگهانى، سراسیمه کردن، آشفتن، طوفان ناگهانى، باریدن ناگهانى
squall
توفانى شدن (معمولاً همراه باران یا برف)، باد بى سابقه و شدید، باد، بوران، توفان واژه هاى شامل
downfall
افت، سقوط، زوال، انحطاط، ریزش، بارش
downpour
بارندگى زیاد، فرو ریزى، بارش متوالى
fusillade
آتش پى درپى، شلیک متوالى، تیرباران