فرهنگ آریان‌پور

رگ به رگ کردن

#۱۰۴٬۲۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

sprain

رگ به رگ کردن یاشدن، به درد آوردن، رگ برگ شدگى، پیچ خوردن

۲

twist

پیچ، تاب، نخ یا ریسمان تابیده، پیچ خوردگى، پیچیدن، تابیدن، پیچ دار کردن

۳

strain

کشش، زور، فشار، کوشش، درد سخت، تقلا، در رفتگى یا ضرب عضو یا استخوان، آسیب، رگه، صفت موروثى، خصوصیت نژادى، نژاد، اصل، زودبکار بردن، زور زدن، سفت کشیدن، کش دادن، زیاد کشیدن، پیچ دادن، کج کردن، پالودن، صاف کردن، کوشش زیاد کردن، خسته کردن