فرهنگ آریان‌پور

رکیک

#۱۰۴٬۱۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

vulgar

عوامانه، عامیانه، پست، رکیک، مبتذل

۲

ugly

زشت، بد گل، کریه

۳

bawdy

زشت، هرزه، شنیع، مربوط به جاکشى، بى عفت

۴

dirty

چرکین، چرک، کثیف، (مجازى) زشت، کثیف کردن

۵

gross

ناخالص، فاهش، درشت، قراص، بزرگ، ستبر، عمده، زمخت، درشت بافت، زشت، شرم آور، ضخیم، بى تربیت، وحشى، توده، انبوه، وزن سرجمع چیزى (با ظرف و غیره در مقابل net یعنى وزن خالص)، جمع کل، بزرگ کردن، جمع کردن، زمخت کردن، کلفت کردن، به صورت سود ناویژه به دست آوردن

۶

purple

رنگ ارغوانى، زرشکى، جامه ارغوانى، جاه و جلال، ارغوانى کردن یا شدن

۷

vulgarism

(vulgarity =) ـ اصطلاح عوامانه، عوامیت، پستى، وحشیگرى سخن‌

۸

vulgarity

(vulgarism =) ـ اصطلاح عوامانه، عوامیت، پستى، وحشیگرى