رکود
#۱۰۴٬۱۷۴
latency
رکود، نهفتگى، دوره عکس العمل، پنهانى، ناپیدایى، پوشیدگى، دوره کمون، مرحله پنهانى
dormancy
رکود، کمون، نهفتگى
stagnancy
رکود، بى حرکتى
inactivity
رکود، عدم فعالیت
stagnation
رکود، کسادى، ایستایى
slump
زمین باتلاقى، کاهش فعالیت، رکود، دوره رخوت، افت، ریزش، یکباره پایین آمدن یا افتادن، یکباره فرو ریختن، سقوط کردن، خمیده شدن
inaction
ناکنش، بى کارى، بى حرکتى، بیهودگى، بى اثرى، بدون فعالیت، سستى، بى حالى، تنبلى، رکود، سکون
doldrums
(جغرافى) منطقه آرامگان استوایى، سکوت، افسردگى، منطقه رکود
shake out
با تکان بیرون بردن، لرزاندن، رکود
slack
قطع، انقطاع، دامن آویخته و شل لباس یا هر چیز آویخته و شل، (در جمع) شلوار کار کرباسى، سکون، کسادى، شلى، سست، کساد، پشت گوش فراخ، فراموشکار، کند، بطى، سست کردن، شل کردن، فرو نشاندن، کساد کردن، گشاد، شل، ضعیف
stand
(past: stood ; past participle: stood) ـ ایستادن، تحمل کردن، موضع، دکه، بساط، ایست کردن، توقف کردن، ماندن، راست شدن، قرار گرفتن، بودن، واقع بودن، واداشتن، عهده دار شدن، ایست، توقف، مکث، وضع، موقعیت، شهرت، مقام، پایه، میز کوچک، سه پایه، دکه دکان، ایستگاه، توقفگاه، جایگاه گواه در دادگاه، سکوب تماشاچیان مسابقات
deflation
فروکش، تقلیل قیمتها
recession
پس رفت، بازگشت، اعاده، کسادى، بحران اقتصادى
depression
تو رفتگى، گود شدگى، فرودافت، کسادى، تنزل، افسردگى، پریشانى
petrifaction
(petrification =) ـ تحجر، سنگ شدگى