فرهنگ آریان‌پور

رقیق کردن

#۱۰۴٬۱۲۰

معنی‌های انگلیسی
۱

dilute

رقیق کردن، آبکى کردن

۲

attenuate

رقیق کردن، نازک کردن، لاغر کردن، سبک کردن، تقلیل دادن، دقیق شدن، نازک، رقیق، ضعیف شدن

۳

extenuate

رقیق کردن، تخفیف دادن، کاستن از، کم کردن، کوچک کردن، نازک کردن، کم تقصیر قلمداد کردن، کم ارزش قلمداد کردن

۴

subtilize

رقیق کردن، دقت کردن، موشکافى کردن، متعال ساختن، تلطیف کردن، دقیق و حساس و لطیف کردن

۵

thin

نازک، باریک، لاغر، نزار، کم چربى، کم پشت، رقیق، کم مایه، سبک، رقیق و آبکى، کم جمعیت، به طور رقیق، نازک کردن، کم کردن، رقیق کردن، لاغر کردن، نازک شدن، کم پشت کردن

۶

rarefy

(rarify =) ـ رقیق کردن، منبسط کردن، تصفیه کردن

۷

rarify

(rarefy =) ـ رقیق کردن، منبسط کردن، تصفیه کردن