فرهنگ آریانپور
رقیق کردن
#۱۰۴٬۱۲۰
dilute
رقیق کردن، آبکى کردن
attenuate
رقیق کردن، نازک کردن، لاغر کردن، سبک کردن، تقلیل دادن، دقیق شدن، نازک، رقیق، ضعیف شدن
extenuate
رقیق کردن، تخفیف دادن، کاستن از، کم کردن، کوچک کردن، نازک کردن، کم تقصیر قلمداد کردن، کم ارزش قلمداد کردن
subtilize
رقیق کردن، دقت کردن، موشکافى کردن، متعال ساختن، تلطیف کردن، دقیق و حساس و لطیف کردن
thin
نازک، باریک، لاغر، نزار، کم چربى، کم پشت، رقیق، کم مایه، سبک، رقیق و آبکى، کم جمعیت، به طور رقیق، نازک کردن، کم کردن، رقیق کردن، لاغر کردن، نازک شدن، کم پشت کردن
rarefy
(rarify =) ـ رقیق کردن، منبسط کردن، تصفیه کردن
rarify
(rarefy =) ـ رقیق کردن، منبسط کردن، تصفیه کردن