فرهنگ آریان‌پور

رقیق‌ کردن

#۱۰۴٬۱۱۹

معنی‌های انگلیسی
۱

dilute

رقیق کردن، آبکى کردن

۲

attenuate

رقیق کردن، نازک کردن، لاغر کردن، سبک کردن، تقلیل دادن، دقیق شدن، نازک، رقیق، ضعیف شدن

۳

thin

نازک، باریک، لاغر، نزار، کم چربى، کم پشت، رقیق، کم مایه، سبک، رقیق و آبکى، کم جمعیت، به طور رقیق، نازک کردن، کم کردن، رقیق کردن، لاغر کردن، نازک شدن، کم پشت کردن

۴

rarefy

(rarify =) ـ رقیق کردن، منبسط کردن، تصفیه کردن

۵

weaken

سست کردن، ضعیف کردن، سست شدن، ضعیف شدن، کم نیرو شدن، کم کردن، تقلیل دادن