فرهنگ آریان‌پور

رقیق

#۱۰۴٬۱۰۹

معنی‌های انگلیسی
۱

dilute

رقیق کردن، آبکى کردن

۲

attenuate

رقیق کردن، نازک کردن، لاغر کردن، سبک کردن، تقلیل دادن، دقیق شدن، نازک، رقیق، ضعیف شدن

۳

rare

نادر، کمیاب، کم، رقیق، لطیف، نیم پخته

۴

thin

نازک، باریک، لاغر، نزار، کم چربى، کم پشت، رقیق، کم مایه، سبک، رقیق و آبکى، کم جمعیت، به طور رقیق، نازک کردن، کم کردن، رقیق کردن، لاغر کردن، نازک شدن، کم پشت کردن

۵

lenis

(در تلفظ حروف بى صدا) رقیق، ظریف، داراى تلفظ نرم، رقیق، ملایم

۶

washy

آبکى، رقیق، آب زیپو، کمرنگ، سست

۷

watery

آبى، آبدار، اشکبار، پر آب، آبکى، رقیق

۸

ethereal

اترى، رقیق، نازک، لطف، آسمانى، روحانى، اثیرى، سماوى، علوى

۹

wishy washy

آبکى، رقیق، کم مایه، سست، زیپو، بى مزه

۱۰

weak

علیل المزاج، ضعیف، بى بنیه، کم بنیه

۱۱

tenuous

رفیق، نازک، باریک، لطیف، دقیق، بدون نقطه اتکاء