فرهنگ آریانپور
رقیق
#۱۰۴٬۱۰۹
dilute
رقیق کردن، آبکى کردن
attenuate
رقیق کردن، نازک کردن، لاغر کردن، سبک کردن، تقلیل دادن، دقیق شدن، نازک، رقیق، ضعیف شدن
rare
نادر، کمیاب، کم، رقیق، لطیف، نیم پخته
thin
نازک، باریک، لاغر، نزار، کم چربى، کم پشت، رقیق، کم مایه، سبک، رقیق و آبکى، کم جمعیت، به طور رقیق، نازک کردن، کم کردن، رقیق کردن، لاغر کردن، نازک شدن، کم پشت کردن
lenis
(در تلفظ حروف بى صدا) رقیق، ظریف، داراى تلفظ نرم، رقیق، ملایم
washy
آبکى، رقیق، آب زیپو، کمرنگ، سست
watery
آبى، آبدار، اشکبار، پر آب، آبکى، رقیق
ethereal
اترى، رقیق، نازک، لطف، آسمانى، روحانى، اثیرى، سماوى، علوى
wishy washy
آبکى، رقیق، کم مایه، سست، زیپو، بى مزه
weak
علیل المزاج، ضعیف، بى بنیه، کم بنیه
tenuous
رفیق، نازک، باریک، لطیف، دقیق، بدون نقطه اتکاء