فرهنگ آریان‌پور

رقصیدن

#۱۰۴٬۰۵۹

معنی‌های انگلیسی
۱

dance

رقصیدن، رقص

۲

tumble

رقصیدن، جست و خیز کردن، پریدن، افتادن، لغزیدن، ناگهان افتادن، غلت خوردن، معلق خوردن، غلت، چرخش، آشفتگى، به هم ریختگى

۳

hop

رازک، (در جمع) میوه رازک رازک زدن به، رازک بار آوردن، (در جمع) آبجو، افیون، لى لى کردن، روى یک پا جستن، جست و خیز کوچک کردن، رقصیدن، پرواز دادن، لنگان لنگان راه رفتن، پلکیدن

۴

bale

عدل، لنگه، تا، تاچه، مصیبت، بلا، رنج، محنت، رقصیدن

۵

hoof

سم، کفشک، حیوان سم دار، به اسم زدن، لگد زدن، پاى کوبیدن، رقصیدن، به شکل سم

۶

lope

خرامیدن، رقصیدن، جست و خیز کردن، شلنگ انداختن، تاخت رفتن (اسب و غیره)، به جست و خیز درآوردن، جست و خیز و شلنگ تخته، تاخت، حرکت خرامان

۷

caper

از روى شادى جست و خیز کردن، رقصیدن، جهش، جست و خیز، شادى