فرهنگ آریان‌پور

رقابت کردن

#۱۰۳٬۹۱۱

معنی‌های انگلیسی
۱

vie

رقابت کردن، هم چشمى کردن، رقیب شدن

۲

compete

رقابت کردن، مسابقه دادن، رقابت کردن با، هم چشمى کردن

۳

rival

هم آورد، رقیب، حریف، هم چشم، هم چشمى کننده، نظیر، شبیه، هم چشمى، رقابت کردن

۴

contend

ستیزه کردن، مخالفت کرده با، رقابت کردن، ادعا کردن

۵

paragon

معیار، مقیاس رفعت و خوبى، نمونه کامل، رقابت کردن، به عنوان نمونه به کار بردن، برترى یافتن

۶

corrival

همرقیب، هم آورد، رقابت کردن، رقیب شدن، رقیب

۷

challenge

به مبارزه طلبیدن، رقابت کردن، سرپیچى کردن، سرتافتن، متهم کردن، طلب حق، گردن کشى، دعوت به جنگ