فرهنگ آریان‌پور

رقابت‌ کردن

#۱۰۳٬۹۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

vie

رقابت کردن، هم چشمى کردن، رقیب شدن

۲

compete

رقابت کردن، مسابقه دادن، رقابت کردن با، هم چشمى کردن

۳

rival

هم آورد، رقیب، حریف، هم چشم، هم چشمى کننده، نظیر، شبیه، هم چشمى، رقابت کردن

۴

contend

ستیزه کردن، مخالفت کرده با، رقابت کردن، ادعا کردن

۵

emulate

تقلید کردن، هم چشمى کردن با، رقابت کردن با، برابرى جستن با، پهلو زدن

۶

match

تطبیق، تطابق، مطابقت، حریف، همتا، نظیر، لنگه، همسر، جفت، ازدواج، زور آزمایى، وصلت دادن، حریف کسى بودن، جور بودن با، به هم آمدن، مسابقه، کبریت، چوب کبریت