فرهنگ آریان‌پور

رفیق

#۱۰۳٬۸۸۹

معنی‌های انگلیسی
۱

fere

رفیق، مصاحب، همسر

۲

matey

رفیق، صمیمانه، دوستانه

۳

comate

رفیق، همدم، ریشه اى، (نجوم) مه گرفته

۴

comrade

رفیق، همراه

۵

tenuous

رفیق، نازک، باریک، لطیف، دقیق، بدون نقطه اتکاء

۶

bozo

(fellow =) ـ دوست، رفیق، یار

۷

mate

لنگه، جفت، همسر، کمک، رفیق، همدم، شاگرد، شاه مات کردن، جفت گیرى یا عمل جنسى کردن

۸

peer

همتا، جفت، قرین، همشان، عضو مجلس اعیان، صاحب لقب اشرافى، رفیق، برابر کردن، هم درجه کردن، به درجه اشرافى (مثل کنت و غیره) رسیدن، برابر بودن با، به دقت نگریستن، باریک شدن، نمایان شدن، به نظر رسیدن، همال

۹

buddy

پرشکوفه، رفیق، یار

۱۰

billy

نوعى کترى فلزى، چماق یا گرز راهزنان، چوبدستى، باطوم یاچوب قانون پاسبان، یار، همدم، رفیق، برادر، مخفف نام william

۱۱

bloke

آدم، رفیق، یار، همکار، یارو

۱۲

cully

آدم گول خور، رفیق، جفت، گول زدن، مغبون کردن

۱۳

friend

دوست، رفیق، یار، دوست کردن، یارى نمودن

۱۴

associate

هم پیوند، همبسته، آمیزش کردن، معاشرت کردن، همدم شدن، پیوستن، مربوط ساختن، دانشبهرى، شریک کردن، همدست، همقطار، عضو پیوسته، شریک، همسر، رفیق، وابسته، وابسته کردن

۱۵

boyfriend

دوست پسر، رفیق

۱۶

heart to heart

صمیمى، رفیق، دوست، به طور خودمانى و صمیمانه