فرهنگ آریانپور
رفع کردن
#۱۰۳٬۸۵۱
resolve
رفع کردن، مقرر داشتن، تصمیم گرفتن، راى دادن
solve
حل کردن، رفع کردن، گشادن، باز کردن
assoil
(ریاضى) اصل تغییر نکردنى، مجموع یا حاصل ضرب، بخشیدن، تبرئه کردن، مغفرت کردن، روسفید کردن، آزاد کردن، مرخص کردن، حل کردن، رفع کردن، رد کردن، تکذیب کردن، پاک کردن، خالى کردن، تقاص پس دادن
remove
برداشت کردن، رفع کردن، عزل کردن، برداشتن، از جا برداشتن، بلند کردن، دور کردن، برطرف کردن، بردن، برچیدن، زدودن
obviate
مرتفع کردن، رفع کردن، رفع نیاز کردن
eliminate
زدودن، رفع کردن، حذف کردن، محو کردن، (از معادله) بیرون کردن، برطرف کردن