فرهنگ آریانپور
رفع کردن
#۱۰۳٬۸۵۰
resolve
رفع کردن، مقرر داشتن، تصمیم گرفتن، راى دادن
obviate
مرتفع کردن، رفع کردن، رفع نیاز کردن
clear
واضح، شفاف، زدودن، ترخیص کردن آشکار، زلال، صاف، صریح روشن کردن، واضح کردن، توضیح دادن، صاف کردن، تبرئه کردن، فهماندن
appease
آرام کردن، ساکت کردن، تسکین دادن، فرو نشاندن، خواباندن، خشنود ساختن
satisfy
خرسند کردن، راضى کردن، خشنود کردن، قانع کردن