فرهنگ آریانپور
رفتن به سرعت
#۱۰۳٬۷۷۶
pop
پراندن، پریدن، زدن، ضربت ناگهانى زدن، بى مقدمه آوردن، بى مقدمه فشار آوردن، حمله کردن، ترکاندن، با صدا ترکیدن، به رهن گذاردن، بسرعت عملى انجام دادن، انفجار، ترکیدن، مشروبات گاز دار
speed
(past: sped, speeded ; past participle: sped, speeded) ـ سرعت، تندى، عجله، شتاب، کامیابى، میزان شتاب، درجه تندى، وضع، حالت، شانس خوب داشتن، کامیاب بودن، با سرعت راندن، سریع کار کردن، تسریع کردن