فرهنگ آریان‌پور

رفتن - همراه -

#۱۰۳٬۷۴۶

معنی‌های انگلیسی
۱

convoy

قافله، کاروان، بدرقه، همراه رفتن، بدرقه کردن

۲

go along

همراه رفتن، همراهى کردن، (مجازى) موافق بودن