فرهنگ آریان‌پور

رفتن - طفره -

#۱۰۳٬۷۳۵

معنی‌های انگلیسی
۱

doff

درآوردن، لباس کندن، طفره رفتن

۲

jink

طفره، گریز، شوخى، لطفه، سرحال، بسرعت حرکت کردن، بسرعت چرخ زدن، طفره رفتن

۳

baulk

(balk =) ـ طفره رفتن، رد کردن، طفره، امتناع، روگردانى

۴

fudge

غذایى که از مخلوط شکلات و شیر و قند درست شده باشد، سخن بى معنى و بیهوده، جفنگ، نوعى رنگ قهوه اى، سرهم بندى کردن، فریفتن، آهسته حرکت کردن، طفره رفتن، پنهان شدن

۵

parry

دفع کردن حمله حریف، دور کردن، دفع حمله، دورسازى، طفره رفتن

۶

prolong

(prolongate =) ـ طولانى کردن، امتداد دادن، دراز کردن، امتداد یافتن، به تاخیر انداختن، طفره رفتن، به طول انجامیدن

۷

pussyfoot

(مثل گربه) دزدکى راه رفتن، آهسته و دزدکى کارى کردن، طفره رفتن، تمجمج کردن

۸

prolongate

(prolong =) ـ طولانى کردن، امتداد دادن، دراز کردن، امتداد یافتن، به تاخیر انداختن، طفره رفتن، به طول انجامیدن

۹

put off

سر دواندن، طفره، بهانه، عذر، تعویق، انصراف، تاخیر کردن، طفره رفتن، از سرباز کردن، به بعد موکول کردن